<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اعتراض عليه سركوب</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/</link>
<description>دانشجویان دانشگاه شیراز را آزاد کنید...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 12 Mar 2009 06:09:37 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آزادی امین درستی</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>امین درستی دانشجوی سال چهار رشته ی مهندسی کامپیوتر پس از ۱۱ روز بازداشت با قرار وثیقه ی ۱۰ میلیون تومانی آزاد شد.وی آخرین دانشجوی دربند دانشگاه شیراز بود. </description>
<pubDate>Thu, 12 Mar 2009 06:09:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>امین درستی همچنان در بازداشت به سر می برد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می گردد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 20:56:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادی یونس میرحسینی</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>یونس میرحسینی پس از ۲۱ روز بازداشت با قرار وثیقه ی ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(با عرض پوزش بابت تاخیر در اطلاع رسانی) &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Mar 2009 08:55:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه اعتراضی ۴۰۰ تن از فعالان سیاسی و مدنی پیرامون ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاه شیراز و پلی تکن</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=entry&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;بیش از ۴۰۰ تن از فعالان سیاسی و مدنی با امضای بیانیه مشترکی نسبت به ادامه بازداشت یونس میرحسینی و سحر یزدانی پور دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشجویان بازداشت شده دانشگاه پلی تکنیک در برابر حسینیه ارشاد و در سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان اعتراض کردند، در این اطلاعیه امده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; بسمه تعالی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; دانشگاه امروز به عنوان نماد بی بدیل تجددگرایی و آزادی خواهی در ایران، عرصه دست اندازی تفکری بنیادگرا است که با اخراج، تعلیق از تحصیل و زندان و فشارهای امنیتی کمر به منفعل ساختن دانشجویان در پیگیری اهداف آزادیخواهانه بسته است. دانشگاه در تاریخ سیاسی ایران و به خصوص در دهه های اخیر همواره صدای رسای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بوده است و جریان سیال دانشجویی همواره در سال های اخیر کوشیده است تا ضمن دور ماندن از زدوبندهای سیاسی گروه های مختلف بتواند خواست تاریخی مردم ایران را پیگیری کند. در این میان دولت “می تواند” و “باید” فضای آزادی را برای دانشجویان در جهت تمرین فعالیتهای سیاسی، مدنی و فرهنگی فراهم آورد و به دانشجویان اجازه دهد که در امور اداره دانشگاه و نقد عملکرد قدرتمداران مشارکت فعالانه داشته و از عادی ترین حقوق دانشجویی نظیر آزادی بیان از طریق انتشار نشریات دانشجویی، فعالیت مدنی از طریق تشکلهای دانشجویی و حقوق صنفی از طریق تشکلهای صنفی بهره مند باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; لیکن امروز فضایی دیگر را در دانشگاهها شاهدیم. نه تنها از نگاه حمایتی دولت خبری نیست که مشی سرکوبگرایانه از سوی مدیریت دانشگاهها و نهاد های امنیتی برگزیده شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; آنچنان که امروز به ضرس قاطع می توان گفت که در هیچ دانشگاهی تشکل ،نهاد ، کانون و یا نشریه آزاد و دانشجویی وجودندارد این فضای مصیبت بار در تعدادی از دانشگاهها و شهرها گسترده تر از سایرین است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; دانشگاه و شهر شیراز در چند سال گذشته بارها و بارها شاهد فریاد اعتراض دانشجویان به چنین رویه ایی بوده است.در ماه های اخیر ده ها دانشجوی این دانشگاه از طرق غیرقانونی و به اتهام های نامشخص بازداشت و مدتی را در حبس سپری کرده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; اکنون بیش از دوهفته است که از بازداشت یونس میر حسینی و ۱۰ روز از بازداشت سحر یزدانی دانشجویان دانشگاه شیراز می گذرد. اعتصاب غذا یونس میرحسینی ناتوان و رنجور کرده است و بیماری روده وی نیز مزید بر علت گشته است. با ادامه روند نامشخص و مبهم کنونی بیم اعتصاب غدای خشک نیز می رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; از وضعیت بازداشت و نگهداری سحر یزدانی نیز اطلاعی در دست نیست و تاکنون تماسی از زندان نداشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; از سوی دیگر شاهد هستیم که نهادهای غیر مسوول، دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران آقایان: حسین ترکاشوند، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک ، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، اعضای شورای مرکزی انجمن و مجید توکلی، عضو سابق شوری مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان در برابر حسینیه ارشاد و به دنبال لغو مراسم بزرگداشت مهندس مهدی بازرگان، مبارز فقید راه آزادی و از بنیانگذاران انجمن های اسلامی دانشجویی در ایران، بازداشت کرده و با استفاده از این فرصت قصد دارند از این فعالان دانشجویی به دلیل تلاش های شان در راه آزادی خواهی و آرمانهای دانشجویی انتقام بگیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; این دانشجویان بازداشتی در سلول های انفرادی حبس شده اند و از حقوق اولیه شهروندی شان محرومند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; ما امضا کنندگان این بیانیه، ضمن اعتراض شدید به اقدامات خلاف قانون علیه فعالان دانشجویی و دفاع از حقوق شهروندی آنان، خواستاریم هر چه زود تر تمامی دانشجویان آزاد شوند و سایه تمامی تهدیدات به کیمته انظباطی و اخراج و … از سر دانشجویان برداشته شود. تا بدین وسیله مقدمات اولیه جهت دستیابی به فضایی سالم و رشد یاب در دانشگاه فراهم شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;منبع: ادوارنیوز&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Feb 2009 08:06:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادامه اعتصاب غذای یونس</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;div class=&quot;entry&quot;&gt;
						&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;خبرنامه امیرکبیر:
روز گذشته جلسه دادگاه یونس میرحسینی دانشجوی دانشگاه شیراز در دومین روز
از اعتصاب غذای خشک او تشکیل شد و علی رغم اینکه جلسه چندین ساعت به طول
انجامید بدون هیچ نتیجه مشخصی پایان یافت.&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; میرحسینی از چهارده روز پیش در بازداشت به سر
می برد و از یازده روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است، او از روز
گذشته اعتصاب غذای خود را در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت پرونده اش به
فاز خشک وارد کرده است.&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در دیدار کوتاهی
که پدرش در دادگاه با او داشت، وضعیت او را بسیار نگران کننده و خطرناک
توصیف کرد که این مساله نگرانی گسترده ای را در خانواده و هم دانشگاهیان
او ایجاد کرده است.&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; همچنین در حالی که سحر یزدانی پور، همسر یونس
میرحسینی، در هفتمین روز از بازداشت خود به سر می برد از وضعیت پرونده او
اطلاعات روشنی در دست نیست. او در طول مدت بازداشت خویش تنها توانسته یک
بار با خانواده اش تماس تلفنی برقرار کند و تلاشها جهت انجام ملاقات با او
تا کنون بی ثمر مانده است.&lt;/p&gt;
											&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 19 Feb 2009 08:12:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادامه بازداشت یونس میر حسینی و وخامت حال وی</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>یونس میرحسینی و همسرش سحر یزدانی همچنان در بازداشت اداره اطلاعات به سر می برند و مسئولین قضایی حاضر به پاسخگویی شفاف در این باره نیستند. از دیگر سو به گزارش وبلاگ &lt;A href=&quot;http://www.shirazstudents.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;برای فردا&lt;/A&gt; (وبلاگ فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز) وضعیت جسمی میر حسینی به شدت وخیم است و وی قصد دارد دست به اعتصاب غذای خشک بزند. لازم به ذکر است که وی از بیماری گوارشی رنج می برد که ادامه این جریان به شدت برایش خطرناک است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2009 09:21:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادی کم نظیر ایرانی (بازداشت یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه شیراز)</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>در حالی که به گفته محمود احمدی نژاد: اگر آزادی در ایران بی نظیر نباشد کم نظیر است. شاهد آن هستیم که حتی نگرانی برای خانواده درجه یک انسان هم جرم به حساب آمده و آزادی انسان را به خاطر آن سلب می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از آنکه در چند وقت اخیر شاهد بازداشت های گسترده دانشجویان دانشگاه شیراز بودیم که هم اینک نیز دو تن از آنان ( اسماعیل جلیلوند و یونس میر حسینی ) در بازداشت به سر می برند. امروز نیز برگ دیگری از این پروژه رقم خورده و سحر یزدانی پور همسر یونس میر حسینی که از ۵ روز پیش در بازداشتگاه اطلاعات دست به اعتصاب غذا زده است به بهانه پیگری وضعیت وی در دادگاه انقلاب شهرستان شیراز بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گمان می رود این عمل به منظور تحت فشار قرار دادن یونس میر حسینی برای پایان دادن به اعتصاب غذای نامحدود خود می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس باز هم باید به آزادی کم نظیر خود افتخار کنیم آزادی ای که نظیر آن را تنها در نقاطی چون سودان و از این دست می توان یافت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Feb 2009 11:19:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرجام اعتراض</title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=k3C7PSmbCBY&quot; target=_blank&gt;فیلم اعتراض اسماعیل جلیلوند در جلسه سخنرانی قاسم روانبخش&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http:///&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 15:31:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه سرگشاده به جناب آقای دکتر محمد هادی </title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;نامه سرگشاده به جناب آقای دکتر محمد هادی &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;صادقی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلام جناب آقای دکتر؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ببخشید اگر ساده مینویسم. سوادم کم است. امروز صبح که از خواب بیدار شدم، یک دفعه دلم گرفت. بیاد تمامی دوستانی افتادم که با شروع ترم جدید آنها را نخواهم دید. بیاد خانواده های دانشجوهایی افتادم که با هزار امید و آرزو فرزندانشان را فرستاده بودند که درس بخوانند ولی حالا دست از پا درازتر برخواهند گشت. بیاد مادر یکی از دانشجویان افتادم که چند روز پیش جلو ساختمان معاونت دیده بودمش. زنی جنوبی، قد بلند با چهره ای سوخته و پر از چروک. چادر عربی به تن داشت. با ورودش به دانشگاه حس میکردم هوای دانشگاه بهتر شده بود. من کلاس چهره خوانی نرفته ام اما چهره او آنقدر داد میکشید که من توانستم چیزهایی از آن بشنوم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر، توانستم بشنوم و شاید همه میتوانستند بشنوند صدای دردها و رنجهایی که کشیده بود. صدای بمب ها وخمپاره های زمان جنگ بر آسمان شهرشان را توانستم بشنوم، گوش کن تو هم میتوانی... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صدای داد و فریاد مردم و جیغ کودکان و زنان را به هنگام بمباران توانستم بشنوم. گوش کن، خوب گوش کن... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صدای فقر و بیعدالتی را، صدای مرد مهربان جنوبی را که حالا به جای گل وشیرینی با کوله باری از غصه به خانه میاید... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صدای ناله، صدای فقر، صدای دخترکان جنوبی که در مدرسه هایی ویران درس میخوانند... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صدای چوپانان جنوبی را، پایشان اتفاقی روی مینهای دوران جنگ میرفت... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب گوش کردم شاید صدای شادی و هلهله هم بشنوم، نشنیدم. تو هم گوش کن دکتر... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر؛ صورتش مثل زمینی بود که تاراجگران تمام نفتهایش را به تاراج بره بودند، ترک برداشته بود، آنقدر در صفوف مختلف تظاهرات، کوپن، شیر، گوشت، برنج، حق و ... ایستاده بود که پاهایش مثل پاهای مردان جنوبی زمخت شده بود. راستی دکتر، سری هم به خانه اش زدم. خانه ای محقر. مبلمان نداشت. درست مثل خانه خودت. فرزندانش که تنها امیدهایش بودند و &quot;نور چشم&quot;، آنها را صدا میکرد، هر شب دور سفره ای که نفت بر سر آن نبود، اما نان بود مینشستند؛ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دفعه حس کردم دلش میخواهد حرف بزند. جلو رفتم و گوش دادم. از خاطرات دوران شاه و بدبختیهای مردم جنوب میگفت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گریه میکردم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از دردهای دوران مبارزاتشان برای انقلاب میگفت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گریه میکردم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رسید به اوایل انقلاب، گفتم نگو مادر، نگو، آن سالها تازه انقلاب ما پیروز شده بود. همه چیز به هم ریخته بود. داشتیم میساختیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت: &quot; باشه پسرم&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به جنگ رسید. گفتم نگو مادر. جنگ بود دیگر. حلوا که تقسیم نمیکردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت: &quot;باشه پسرم&quot;. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خجالت کشیدم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به دوران سازندگی رسید. از دولت اصلاحات گفت. می گفت و می گفت، و من خجالت میکشیدم و گریه میکردم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ایستادن در صف کپسول گاز در شهری که منبع گاز می گفت. از قیمت برنج و قند و چای و گوشت گرفته تا نداشتن سبزی پلو ماهی سر سفره عید، همه رو گفت. از بچه هایی که تو شهرشون آب میفروختن گفت. از فقر و فحشا تو شهرشون گفت. مدام بین حرفاش میپرسید: &quot; اینا حقمونه پسرم&quot; و من سرمو پایین می انداختم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر، هر چقدر دنبال حرفی از شادی گشتم نشنیدم، خوب گوش کن شاید بشنوی. یادم آمد از قبولی پسرش تو دانشگاه دولتی خوشحال بود. جز این، مدام از غم می گفت. رسید به دولت صداقت و عدالت و مهرورزی. لحنش انگار غم انگیزتر شد... بگذریم دکتر، نمیخواهم صحبتهای دوستانه ام با شما سیاسی بشود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه گفت و گفت، تا رسید به شما، آره خودتان، دکتر محمد هادی صادقی رییس دانشگاه شیراز، جایی که پسرش داشت درس می خواند؛ می گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot;دکتر بدبختیهای انقلاب رو تقسیم نکردید، آوارگی های جنگ رو قسمت نکردید، همش مال ما شد. شادی رو که تقسیم میکردید سهم ما از همه کمتر شد، لااقل بذارید پسرم، نور چشمم درس بخونه. آخه دکتر، مگه پسر من  چیکار کرده. دکتر، تو رو خدا، التماس میکنم پسرم رو اخراج نکنید. تعلیقش نکنید. من نمیدونم تعلیق چیه فقط میدونم بده. قول میدم، قول میدم زبونش رو از حلقومش بکشم بیرون. ببخشید دکتر. التماس میکنم. همه ما رو ببخشید. پسرم،خودم، دخترم، پدرم، مادرم، همه ما مردم عامی و بیسواد رو ببخشید. پسرم اشتباه کرده. اخراج نکنید. تعلیق نزنید.التماس میکنم دکتر. خواهش...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر؛ التماسهای این مادررا که شنیدم، دلم گرفت فکر کردم نامه ای بنویسم تا کمی خالی شوم. دلم گرفته بود فقط. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;سعید خسروآبادی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt; دانشجوی کارشناسی ارشد جمعیت شناسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;مورخ  9 بهمن ماه 1387&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 04:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتصاب غذای نامحدود یونس میر حسینی در بازداشتگاه اطلاعات </title>
<link>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;يونس مير حسيني دانشجوي بازداشت شده دانشگاه شيراز اعتصاب غذاي نامحدود خود را آغاز كرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یونس میر حسینی دانشجوی رشته حقوق دانشگاه شیراز در عصر روز 5 شنبه با هجوم نیرو های امنیتی به منزلش در مقابل همسرش دستگير شده و سپس بازداشت شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نیروهای امنیتی در روز قبل از آن (4 شنبه) نیز به منزل وی یورش بردند ولی به دلیل عدم حضور وی نتوانستند وی را دستگیر کنند. اما اقدام به ضبط اموال شخصی وی از جمله کامپیوتر ، کتاب و یادداشت های شخصی وی نمودند.همچنین در همین روز نیرو های وزارت اطلاعات به خانه اسماعیل جلیلوند نیز حمله و وی را بازداشت کردند.از نکات تاسف برانگیز در حین بازداشت اسماعیل جلیلوند ضبط گردنبند همسر وی می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از گذشت 3 روز از بازداشت غيرقانوني يونس ميرحسيني، تا كنون خانواده اش اطلاع دقيقي از وضعيت وي ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يونس ميرحسيني قبل ازدستگيري خود اعلام كرده بود كه 72 ساعت بعد از بازداشت در صورت ادامه بازداشتش اعتصاب غذا خواهد نمود و تا رسيدن به خواسته هاي خود شامل &quot;آزادي خودش ، آزادي اسماعيل جليلوند و لغو كليه پرونده هاي قضايي و انضباطي دانشجويان دانشگاه شيراز&quot; به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتني است كه وي از بيماري كوليت (زخم روده ي بزرگ) رنج مي برد و اعتصاب غذا مي تواند براي سلامتي وي فوق العاده خطرناك باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; لازم به ذكر است كه بازداشت يونس ميرحسيني و اسماعيل جليلوند در پي احضار 14 دانشجوي ديگر دانشگاه شيراز به اداره ي اطلاعات صورت گرفته است. اداره ي اطلاعات مانع ملاقاتي شد كه از سوي قاضي پرونده  به همسر اسماعيل جليلوند داده شده بود. هر چند قاضي پرونده  اظهار نمود وي  روز 2 شنبه با قرار كفالت آزاد خواهد شد.   اما برخلاف ساير دانشجويان براي يونس مير حسيني از سوي دايره ي اجراي احكام دادگاه انقلاب قرار بازداشت صادر شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سال گذشته نيز يونس ميرحسيني در پي دستگيري گسترده ي دانشجويان به مدت 14 روز بازداشت  و به 3 سال حبس تعليقي محكوم گرديد. ضمنا اسماعيل جليلوند نيز در پي بازادشت يونس ميرحسيني به همراه 3 نفر ديگر از دانشجويان به مدت 1 روز در اداره ي اطلاعات شيراز تحت بازجويي قرار گرفته و متعاقبا از سوي كميته ي انضباطي دانشگاه شيراز به 2 ترم محروميت از تحصيل به صورت معلق محكوم شده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ضمناً بيانه ي آغاز اعتصاب غذاي يونس ميرحسيني توسط همسرش منتشر شده است.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 238px; HEIGHT: 249px&quot; height=200 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/35brodv.jpg&quot; width=238 align=baseline border=0&gt;&lt;A title=ymirhoseini.jpg href=&quot;http://www.autnews.us/wp-content/uploads/ymirhoseini.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 270px; HEIGHT: 246px&quot; height=388 alt=ymirhoseini.jpg src=&quot;http://www.autnews.us/wp-content/uploads/ymirhoseini.jpg&quot; width=269&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;بیانیه ی آغاز به اعتصاب غذای یونس میرحسینی در بازداشتگاه اداره ی اطلاعات شهرستان شیراز&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیر زمانی است که در وحشت و تاریکی به سر می بریم. زنجیر استبداد هر روز بر تن روشنفکران و دگراندیشان فشرده تر می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا کی ببینیم کودک 7 ساله مان کودکی اش را به آدامسی می فروشد و زن شریفمان تنش را به بهای زنده ماندن، تا کی ببینیم و تاب بیاوریم دانشجویانمان به جای کلاسهای درس روانه زندانها می شوند، کارگرانمان در ازای اندک دستمزد کار خویش ناسزا و توهین دریافت می کنند، اقلیت ها برای رسیدن به جایگاهی مناسب و درخورشان، به بند کشیده می شوند، اساتید دانشگاه را هر روز بیشتر زیر تیغ سانسور برده و در نهایت حذف می کنند و روشنفکران را به جرم انتقاد از وضع موجود خفه می کنند، تا کی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کافی نبود خون این همه آزاد مردان و زنانی که عطش دیو سهمگین استبداد را سیراب کند؟ آیا تا کجا توان مان است که هر روز در برابر تحقیر و ذلتی که مستبدان در لباسی به ظاهر وزین و آراسته بر ما آزادگان این سرزمین روا می دارند، گردن خم کنیم؟ از آنجا که ظلم و فساد دستگاه حاکم و حاکمیتِ خفقان در دانشگاه و اجتماع روشنفکران، سرکوب کارگران، حذف و تحقیر زنان و سانسور افکار آزادی خواهان و... بیش از پیش به امری عادی و روزمره در نظام جمهوری اسلامی بدل شده ، شاید لازم است نگاهی دوباره و عمیقتر از گذشته به وضع کنونی ایران بیندازیم و این بار با نگاهی نقاد و شکاک، تا عمق فاجعه را دریابیم، شاید از این مردابی که تا حلقوم در آن گرفتار آمده ایم ، آگاه گردیم و به خود آییم. جنبش های دانشجویی و زنان و معلمان و کارگران این حقیقت را در یافته اند و بپا خاسته اند؛ اکنون روشنفکران جامعه نیز باید به میان مردم بیایند و آنان را از آنچه بر سرشان می رود آگاه سازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درحالی نظام جمهوری اسلامی دست به خفه کردن هر صدای مخالف هرچند کوچک می زند که نابسامانی های اجتماعی ، آمارهای فقر ، فحشا، اعتیاد ، طلاق، قتل، تجاوز، کودکان کار و... هر روز بیشتر و بیشتر می شود. اما گویا حاکمان فعلی، تنها راه بقا و نجات خویش را نه در بزرگداشت مردم و رفاه مادی و معنویشان و آزاد ساختن ایرانیان از بندهای جهالت، بلکه در سرکوب فراگیر و دسته جمعی هر خواسته و نقدی از جانب هر گروهی می دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آزادی خوابی گشته که به یادی می ماند که ملت ایران این یاد را هم در جستجوی نانی، آرام آرام به فراموشی می سپارند و دینشان نیز که روزگارانی آنان را از ظلمت و گمراهی نجات می داد اکنون دست مایه ای گشته برای تزویر و نیرنگ مستبدان حاکم تا از آن دامی بسازند و افکار والای این ملت را اسیر سازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا اکنون چیز دیگری برای از دست دادن داریم؟ نه نان، نه آزادی و نه حتی اندک نور معنویت و آگاهی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این برزخ چه جای سؤال است که چرا حرکت؟ چرا مبارزه...؟ آیا باید بگذاریم درد بر درد افزوده شود تا در ننگ آن بمیریم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اینک من به عنوان فرزند کوچک این ملت به مانند هزاران کاوه ای که در برابر ظلم ضحاک، خوی آزادگی را از یاد نبرده اند و انسان وار در برابر افعی  بدوشان عصیان کردند، با دستی خالی ولی با ایمانی راسخ به نان و آزادی و انسانیت به تمامی زحمتکشان ، کارگران، روشنفکران و زنان و اقلیت ها پیغام می دهم که هرگز، حتی اگر در بند دژخیمان اسیر باشم دست از مبارزه برای آزادی ایران  و ایرانی نخواهم شست. حال که در جامعه ای زندگی می کنیم که جان آدمی ارزشی برابر با کاه دارد و برای رسیدن به آزادی مجبور به گذشتن از حداقل حقوق انسانی خویش هستیم، اعلام می کنم برای رسیدن به آزادی، من نیز از حداقل حقوق خود گذشته و اعتصاب غذا را به عنوان آخرین راه مبارزه ی مدنی بر می گزینم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تا رسیدن به خواسته های زیر، به اعتصاب غذای خود پایان نخواهم داد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-  آزادی خویش و لغو پی گیری پرونده و امحای حکم قضایی اینجانب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-  آزادی اسماعیل جلیلوند از بازداشتگاه و عدم پی گیری پرونده ی قضایی وی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-  عدم پی گیری کلیه ی پرونده های قضایی دانشجویان دانشگاه شیراز و  لغو کلیه ی قرارهای صادره از سوی دادگاه انقلاب شیراز برای ایشان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-  امحای کلیه ی احکام انضباطی صادره برای دانشجویان فعال سیاسی دانشگاه شیراز از سوی کمیته ی انضباطی و لغو پی گیری پرونده های در دست اقدام  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 03:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ta-azadi87&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>ta-azadi87</dc:creator>
<guid>http://ta-azadi87.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
